Jan 25, 2010
رابطه ی تاب دوس دختر سابقم با اقتصاد
هیچ شک ندارم از اون روزی که قول دادم یه پست زیر شکمی بنویسم همتون خجسته شدید که الان میام پروپاچمو میذارم در معرض نمایش واسه شما تا شما حالتون خراب بشه و دچار معصیت بشید!ولی زهی خیال باطل این یه حربه نسبتا کثیف بود که شما رو بکشونم تو وبلاگم و الا شما چی فک کردید؟فک کردید من از اون پسرام؟من اینقد آفتاب مهتاب ندیده ام که وقتی پارسال مامانم تاب دوس دخترمو زیر تختم پیدا کرد اینقد خوشحال شد که تا یه هفته مثل میز و صندلی آشپز خونه باهام رفتار کرد،یعنی بیشتر از این خوشحال بود که خدا رو شکر به جای تاب ،لباس زیر دخترونه از تو اتاقم پیدا نکرده.
حالا تعریف از خود نباشه چون تعریف از خود کردن پی پی زیادی خوردنه ولی ماجرای تاب دختره اونی که شما فک میکنید نیست،بابا این تفلک اون روز که اومد خونه ی ما فک کرد من از اون پسرام وقتی اون مانتوشو دراورد من خونم به جوش اومد گفتم این چیه پوشیدی دوس داری من از جوون نیک سیرت به جوون دیو سیرت تغییر سیستم بدم؟گفت آره دقیقا همینو میخوام یعنی دقیقا که اینو نگفت ولی تو نگاه معصومیش خوندم میخواد اینو بگه،منم آتش ایمانم نه تنها خاموش نشد بلکه شعلور ترم شد،پاشدم یدونه از تی شرتای گله گشاد خودمو بهش دادم که بپوشه ،بعد که پوشید احمق اون تابشو انداخت زیر تختو منو واسه روز های آینده فرستاد سر زمین واسه باقالی چیدن.به هر حال جون بودمو جاهل.
البته اینا مقدمه ای بود که برسیم به این که میخوام در آینده چیکاره بشم درسته هیچ ربط نداشت ولی واقعیت که داشت. در مورد بی زینس و ریل استیت راستش بارقه های این فکر از زمانی شروع شد که پسر خاله ام تصمیم گرفت بیاد این بالا بالا ها یه خونه درن دشت بخره،یعنی تفلی فک میکرد چون ماهی هفت،هشت ملیون درامد داره حتما میتونه ظرف مدت کوتاهی یه خونه در حد کعبه ی آمالش بخره از اون روز بود که هر شب که از سر کار میومد خونه یدونه از این نیازمندی های همشهری میخرید میاورد هر جا ابعاد بزرگ میدید(خونه و ملک و املاک منظورمه) های لایتش میکرد، بعد منم خواستم کمکش بکنم چند مورد آپارتمان صد متری تو الهیه براش انتخاب کردم ولی بهش برخورد یعنی یه جور نیگام کرد که ایمان آوردم حتما الانه که بی عفتم میکنه،در همین اثتا بود که به خودم اومدم ،دیدم منم باید بخودم بجنبمو هر جور شده به پولی هنگفتی به جیب بزنم که فرادای روزگار همه پیشرفت کردن من پسرفت نکنم،واسه همین نشستم با توجه به استعدادهایی که تو خودم میدیدم دودوتا چهار تا کردم ببینم چه جوری خودمو چیدمان کنم و یه حرفه ی نون آب دار از تو خودم در بیارم،ببینین الان چند تا حرفه است که رو بورسه اولیش هنر پیشگه خدا رو شکر من استایلم واسه این کارا جون میده یعنی من دیدین جرج کلونی هم دیدید،واسه همین نشستم یه فیلم نامه نوشتم که توش منو کایرا نایتلی باهم یه شب تا صبح رو تخت داریم کارای زنو شوهری میکنیم،باز تعریف از خود نباشه ولی من خیلی نیاز های مردم رو خوب میدونم (میدونم سلیقه مخاطب چیه) بعد این ایده رو با یه دوستی که دستی در عرصه هنر و هنر پیشگی داره درمیون گذاشتم، اونم بدش نیومد یعنی گفت ارزششو داره چند میلیارد پول هزینه کنی و با کایرا نایتلی از اون کارا بکنی ولی به این فیلما که تو ژانر فیلم صوپر ساخته میشن،نمیشه دل بست که تو جشنواره ای جایزه بیارن و گل کنن ، مگه اینکه فیلمتو بفرستی واسه جش ن واره فجر تا توقیفش کنن اینجوری فیلمت جنجالی میشه بعد واسه اینکه ملتو بکشونن جشنواره فیلمتو رفع توقیف میکنن، ولی خوب ما که امسال این جشنواره رو ت.حریم کردیم و این ایده منتفیه،ایده ی بعدی آدم ف.روشی بود،مثلا وایسم هر چند وقت یه بار یه مراسمی پیش بیاد بعد این بچه ها بریزن خواهر و مادر ح.کومت رو بهم پیوند بدن بعد بیام اونایی رو که عکساشون ل.و رفته رو شناسایی کنم،بعد یه لحظه فک کردم دیدم اینم ایده ی خوبی نیست این واسه اون بیشرفایی خوبه که تو رژیم غذایشون ساندیس و سیب زمینی نقش اساسی رو بازی میکنه و آخر سرم میشه سرطون از چشمشون بیرون میزنه.همیمجوری ناراحت شکست خورده داشتم به زندگیم ادامه میدادم ،تا اینکه چند روز پیش که داشتم به جای درس خوندن واسه امتحان گلهای قالی رو میشموردم،اومدن تو تلوزیون گفتن به جوونایی که در فضای مجازی به افشا گری علیه آمریکای جهان خوار بپردازن مبلغ صد میلیارد ریال و به کسانی که در باره ی مضلومیت ملت فلسطین چیزی بنویسن هم مبلغ صد میلیارد ریال جایره میدن،یعنی سر جمع بیست ملیون دلار،
واسه همین تصمیم گرفتم که تغییر رویه بدم و از پست بعدی به یه وبلاگ عرضشی تبدیل بشم،از این وبلاگا که وقتی واردش میشی پیغام ظاهر میشه که لطفا با وضو وارد شوید آخرش که میخوای بری میگه بازم به ما سر بزن بسیجی،حالا ببینین من چه جوری بابای آم ریکا رو بکنم اونجاش،یعنی من اگه تو اون آم ریکای جهان خوار ان قلاب مخمل ی راه نندازم میرم خودمو از اپی لیدی میکنم.خودمو نکنم این آدم نما رو حتما می کنم(اپیلیدی منظورمه ها)





miladi b yeki bgo shabihe jorj cloniam k…
dvooone!
ma k ghablana jazbe mokhatab shode bodim in che posti bod k gozashti maro omidvar kardi??!
dar zemn ma aslan jaryane tabe gfeto bavar nakardim. mage kharim??! : ))
به سیما _سیما تو به من میگی دروغ گو؟؟؟؟خجالت نمیکشی!!!من به هر کی دروغ بگم به تو که دروغ نمیگم دیونه :دی
تو که مخاطب وبلاگ نیستی تو تاج سری
واقعا این همه پول می دن واسه افشاگری؟؟ ایول!
خانوم معلم خانوم معلم! اجازه! (آماده ی افشاگری! و زیرآب زنی) ا
این منقزی روز بیست و هفتم ساعت یازده و چهارده دقیقه ی صبح از دسشویی معلم ها استفاده کرد و تازه رو در دسشویی یه چیزای بی ناموسی نوشت. ربط: منقزی سال هاست که با امریکای جهان خوار رابطه داره. وی سال هاست که برنامه های مختلف امریکایی را با اشتیاق دنبال می کنه و شوهای لس آنجلسی می بیند و برای ما می آورد.
چشمان تمام بسته 2 بساز! هم بامفهومه. هم این که می تونی تا صبح با کایرا نایتلی آره!
mitooni ye film super ba amrikaye jahankhar besazi bad bedi biroon hame bebinan aberoosh bere,,,intori dota kar baham mikoni
mesle hamishe bamaze bood.enghadr khandidam ashkam daroomad.dastetoon dard nakone…
من خودمو در اختیار تو میزارم کی بهتر از تو
حال کن دیگه
اگه کایرا حاظر به همکاری نشد میتونی رو من حساب کنی
اگه کایرا ناتالی حاظر به همکاری نشد میتونی رو من حساب کنی
به پانی- ای بابا حالا میخوای عرضشی شی وضع اینه؟این پسر خاله ات پسر همون شوهر خاله اته؟
هی برادر بسیجی تو سخت نگیر.. خبری نیس از کودتای مخملی/چون که شب تا صبح میزنیم درجا خوشگل.. زمان طلاست چرا بدنا برنزه؟
از همین امشب بنده به افشاگری نام تمام دخترای خوابگاه که ا… اکبر گفتن می پردازم!
با مشخصات!!!!!
دیگه بی پولی و 1000 درد!
Republic of Sweden/In Exile-Self Proclaimed/In Formation
We have now formed the Swedish Republic In Exile.
Sadly enough, in Sweden we still have a Monarchy, with a King and a class of Nobility with Counts and Barons.
Such an antiquated institution is obviously in contradiction with modern democratic developments.
The absurd Monarchy preserves obsolete privileges for the Aristocracy in a medieval manner, also imposing Christian Protestantism as the State Religion.
We have therefore formed the Swedish Republic In Exile, based on equal rights and equal duties.
We are going to strive for equality and dignity through logic and reason.
Like the USA and France so many years ago, also the Swedish People should be given the right to be equal under the law.
As you are involved in Swedish affairs, we ask you to support and to publicize our efforts to bring real democracy to Sweden.
You are always welcome with comments, questions and suggestions at rosie.spif@ymail.com
Republic of Sweden/In Exile-Self Proclaimed/In Formation
You are also welcome to apply for Citizenship in the Republic of Sweden/In Exile: it is an open International Organization, with a view to create just societies.
Thank you for your support for the enhancement of international democracy.
Republic of Sweden/In Exile-Self Proclaimed/In Formation
rosie.spif@ymail.com
Please forward this e-mail to family, friends, and colleagues.
.
در مورد قسمت اول دو حالت داره رقیق جان یا مارو سیاه می کنی یا جدا” نیاز به نصیحت توام با پس گردنی داری …در مورد قسمت دوم فعلا” که نون تو عرررررررررضشی بودنه!!! آخر که خیلی مخلصیم
تو یه شیادی میلاد!
به سارا - مزاح می فرمایید
به سارا - مزاح می فرمایید
به سردبیر - پژمان جان دیگه واسه پس گردنی خوردن دیره ولی در کل نون عرضشی خوردن هم دل و جرئت میخواد،خیلی میخوامت
تو یه شیادی میلاد!
تو یه شیادی میلاد!
هاها همون سعید رو میگم دیگه از شوهر خاله ی تو که بهتره اونم ریللللللکس ولی من عرضشی بشم اول دور تو رو خط میکشم،تو بد سلیقه ترین خرابی هستی که دیدم
به مهسا - آدم فروشی رو بیخیال دخترای خوابگاتون در چه حالن؟
به نانا-قر افتاد تو کمرم بریم بزنیم لهشون کنیم
به نانا - به به
به پانی - هوی خودتو با کایرا یکی نکنا اون یدونه اس
به آدم نما - آخ توف
به عالیه -از این فیلما واسه ما هم بیار تا منم فیلم خودمو بهت بدم
به حمید - دمت گرم یه نقش خفن تو فیلمم بهت میدم مثلا با خواهر کایرا نایتلی
به مریم - خیلی مخلصیم مریم خانوم
من پایم…کی بریم؟
به نانا - هر وقت بطلبه از تو به من خبر بریم بترکونیم من که بهت لبیک میگم
ميلاد…ديگه بهت اميدي نيست
كلا قاطي كردي پسر
یه مهشید - چشم بسته غیب گفتیااااا
اقا میلاد سلام
اولین باره که وبلاگت رو دیدم
اعتراف میکنم خیلی حالم گرفته بودبخاطر اینکه ولنتاین نزدیک بود و من کسی رو نداشتم که بهش تبریک بگم ولی واقعا با نوشته هات خندیدم.البته با بعضی هاشونم
ابراز همدردی کردم خب
فقط میتونم بگم کارت خیلی درسته.
به مهرناز - بابا غصه نداره بیا به خودم تبریک بگو منم کسی رو ندارم ممنون عزیزم لطف کردی
میلاد روز ولنتاینت مبارک .
ببین خودت گفنی تبریک بگم.