Feb 7, 2010
هیچ وقت دافی که دومن زیر پالتوش پوشیده رو عقب سوار نکنین
راننده آژانسه تعریف میکرد چند وقت پیش یه سرویس بهم خورد نزدیکای شما،طرف یه خانومه زیر سی سال بود، یه پالتو پوشیده بود زیرشم دامن،خیلی شیک و تر تمیز اومد نشست صندلی عقب،یه چند دقیقه ای گذشت گفت آقا معذرت میخوام میشه آینه ماشینو بچرخونین سمت من، میخوام آرایش کنم،گفت بله حتما،آقایی که شما باشین آرایششو کردو سر فلان خیابونم پیاده شد،اومد کرایه بده نیگاش کردم دیدم عجب داف ردیفیه،حسابی سر حالم آورد.
فردا صبح که اومدم سوار ماشین بشم دیدم بوی بدی میاد،بد که کم لطفیه افتضاح بود،ماشینو زیر رو کردم دیدم کف صندلی عقب یه مشت دستمال کاغذی ریخته دسمالا رو برداشتم دیدم روت گلاب یه تپه پی پی زیرش جا خوش کرده،بد مصب هنوزم داغ بود این یعنی از زمان دفعش مدت زیادی نگذشته،تازه دوزاریم افتاد چرا وقتی آرایشش تموم شد خودشو با اسپری شست،این بی پدر میخواست بوی اجابت مزاجشو استتار کنه.
حالا خواننده ای که شما باشی منم دلداریش دادم گفتم برو یه ساندیس بخور صد تا شکر خدا کن بهت طجابوز نکرده،ازشم خواستم از نمونه ی پی پی خانومه چند تا عکس بگیره بذاریم رو اینترنت ملت همیشه در صحنه کاشف به عمل بیارن که صاحب اون مدفوع محترم کیه،نه که این روزاکسبه ی محترم آد.م فروشا سرشون تو همه جا هست حتی تو گ..و…:ه ملت،بدون شک طرف رو از ظرف چند آینده شناسایی میکنن.





یه بلا نسبتی میگفتی بد نبود
اول صبحی هم از این بلاگ های چندش آور ننویس مفهومه؟
فکر کنم خانومه از اطلاعاتی ها بوده باشه، حتما تو پی پیش یه وسیله ی شنود یا ردیاب ا چه می دونم از این چیزا گذاشته بد!!! :دی
تو این اوضاع همه به همه شک دارن خب!!
ولی فلسفه شو درک نکردم چرا تو ماشین این کارو کرد؟!!!! یعنی خونه شون دسشویی نداشت؟؟!! آخی! بیچاره!!
شاید یه حیوونی با خودش داشت که اون حیوونه این کارو کرده باشه!
شما روز 11 اردیبهشت ساعت 12 کجا بودی؟ (در ادامه ی احتمالات بالا:دی همین مونده که بخوام حکایت راننده آژانس و داف رو مورد بررسی و موشکافی قرار بدم:)))) )ا
چه باحال طرف چه عجوبه ای بوده
شما هنوز ما زن ها رو نشناختید
برو عمو خجالتم خوب چیزی کار خودتو ننداز گردن داف مردم
به پانی – چیه ترسیدی نکنه کار خودته دختر همسایه
به پانی خان – چیه ترسیدی نکنه کار خودته دختر همسایه
به نینا – تو هم مشکوک میزنی
به یلدا – ایضا شما هم مشکوک میزنی
به عالیه – عالیه جان فک کردی همه مثل خودت با شخصیتا؟طرف حتما دل پیچه داشته!مثل قاطی رجبی
به محسن – آی گفتی
به عالیه – عالیه جان فک کردی همه مثل خودت با شخصیتا؟طرف حتما دل پیچه داشته!مثل قاطی رجبی
به عالیه – عالیه جان فک کردی همه مثل خودت با شخصیتا؟طرف حتما دل پیچه داشته!مثل قاطی رجبی
به عالیه ی عزیز – عالیه جان فک کردی همه مثل خودت با شخصیتا؟طرف حتما دل پیچه داشته!مثل قاطی رجبی
چیه؟! چرا اینقد گیر دادین به ر….دن زن مردم؟! مگه شماها خودتون نمی ر…نین؟؟
چیه؟! چرا اینقد گیر دادین به ر….دن زن مردم؟! مگه شماها خودتون نمی ر…نین؟؟
به بی تبار- نه که اون کارو نمیکنیم،ما بالا میاریم،بابا آخه اون عقب هم جای اون کارهاست؟
1- تو با تاكسي نرو ، واسه ت خوب نيست
2- سرشون تو همه جا هست حتی تو گ.و.ه ملت، خيلي بي شرفي با اين حرف زدنت !
به مهشید – خوب سوار تو شم؟من لا جونم نمیدونم پیاده گز کنم
ببخشید ایشون سرعت عمل فوق العاده ای نداشتن؟
واقعا جای بسی تعجبه!
فک کنم خودش رو معرفی کنه،توی گینس اسمش رو ثبت کنن!!!
جل الخالق!
به حق چیزای ندیده و نشنیده!
می گم پیداش کردین بهش پیشنهاد بدین اسمش رو توی کتاب گینس ثبت کنه!
به بادومی – بادوم جان نیم ساعتی تو ماشین بوده،پی پی که هیچی وقتشم داشته که دوش بگیره
البته روی قوای چشایی برادران باید حسابی حساب کرد
به سردبیر-زدی تو خال کلی خندیدم
اين خانومه گفته آئينه رو برگردونيد ميخام توالت كنم …راننده آژانسه متوجه اصل قضيه نشده.به همين سادگي
به محسن –بعید میدونما